وبلاگ جوانی

امام خامنه ای: یقیناً زبده‌ی جوانان کشور، جوانان دانش‌آموز ، دانشجویان و طلاب علوم دینی‌اند

وبلاگ جوانی

امام خامنه ای: یقیناً زبده‌ی جوانان کشور، جوانان دانش‌آموز ، دانشجویان و طلاب علوم دینی‌اند

وبلاگ جوانی

جوانی محفلی صمیمی برای حرف‌های خودمانی جوان‌هاست. نوجوانی و جوانی دوران مهمی است که بسیاری از موفقیت‌های مهم زندگی در این دوران به دست می‌آید و انتخاب‌های مهم در این دوران انجام می‌شود. در این وبلاگ برای همه جوان‌ها حرف دارم و می‌خواهم حرف همه را بشنوم. از بچه دبیرستانی‌ها تا دانشجوها و حتی آن‌هایی که طلبه هستند. این‌جا وبلاگ جوانی است و من هم یک جوانم.

پیام های کوتاه
تبلیغات
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «داستان‌ها» ثبت شده است

۰۴فروردين

بسم الله الرحمن الرحیم

قصه‌ی فیل گم شده

 

ماجرا از جایی شروع شد که یک ایده جالب به ذهن محققی جوان خطور کرده بود و می‌خواست درباره مساله شناخت آزمایشی انجام دهد. او برای پی بردن به چگونگی این موضوع به دنبال افرادی گشت که هیچکدام تا بحال فیل یا تصویر آن را ندیده باشند و از کسی هم وصف آن را نشنیده باشند. اگرچه پیدا کردن چنین افرادی شاید به نظر دشوار باشد ولی او به جاهای پرت و دور افتاده که از شهرها و جنگل ها فاصله داشت سفر کرد و بوسیله مترجمینی که با خود برده بود از آنها پرسیده " آیا شما می‌دانید فیل چیست؟‌ " و وقتی مطمئن شد که آن‌ها فیل ندیده‌اند و نمی‌دانند چگونه است از ایشان خواست تا برای کاری با او همکاری کنند. وی فیل نه چندان بزرگ و نه چندان کوچکی را که از موزه حیات وحش قرض گرفته بود در اتاقی تاریک که هیچ روزنه و نوری در آن نبود و هیچ چیز دیده نمی‌شد قرار داد. سپس از 4 نفر از آن افرادی که تا بحال فیل ندیده بودند خواست تا

سید حسین مدارایی
۱۸دی

بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگترین هدیه خدا

چه عنوان جالب و جذابی. همه‌ی ما هدیه گرفتن را دوست داریم و به کسانی که دوستشان داریم هدیه می‌دهیم. هدیه‌ها برای ما نشانه‌های آشکاری از محبت و دوست داشتن هستند و می‌توانند علاقه و عشق ما را نسبت به یک دوست یا محبت و علاقه فرد دیگری به ما را نشان دهد. ما هدیه می‌گیریم و آن‌هایی که برای عزیزتر باشند هدیه‌هایشان را نیز با علاقه و دقت بیشتری نگاه داری می‌کنیم. چون هدیه‌ها ما را به یاد ایشان می‌اندازد و عشق و محبت و علاقه‌ای که به ما داشتند را دوباره به یاد ما می‌آورند. کسانی که بزرگترند و ما برایشان عزیزتریم هدیه‌های گران‌بهاتری می‌دهند و البته هدیه‌ی هر کسی در حد وسع و شان اوست. این البته مربوط به رابطه‌ی میان ما انسان‌هاست. ولی هدیه دادن و هدیه گرفتن به روابط انسان‌ها ختم نمی‌شود. خدا هم به ما هدیه می‌دهد. او اولین و بهترین کسی است که هدیه دادن را تبدیل به یک سنت کرد. هدیه‌های او به بنده‌اش تمام شدنی نیست. ولی ما می‌خواهیم بپرسیم در میان هدیه‌های خداوند کدام یکی از همه شریف‌تر و گران‌بهاتر و بزرگتر است؟

سید حسین مدارایی
۱۳دی

بسم الله الرحمن الرحیم

حراجی شیطان

روزی پیر مردی که از بازار می گذشت تصمیم گرفت به حراجی شیطان هم سری بزند. راهش را به سمت حراجی کج کرد. وقتی به آن جا رسید شیطان بساطش مجلل و فریبنده اش را پهن کرده بود و از مردم برای خریدن آن‌ها دعوت می‌کرد. دور و برش شلوغ بود. جمعیت را کنار زد و نزدیکتر رفت. اقلام فاخر و رنگارنگی در میان اجناس به چشم می‌خورد. قدرت، ثروت، خشم، غضب، شهوت، خودخواهی، غرور، حسادت، تعصب و . . . اما یکی با بقیه خیلی فرق داشت. کهنه و قدیمی بود. قیمت گرانی هم داشت. همه چیز را به قیمت ارزان می‌داد و مردم هم می‌خریدند ولی سر این یکی کوتاه نمی‌آمد. پیر مرد بازهم نزدیکتر رفت را میان آن شلوغی و جمعیت صدایش را به شیطان برساند. پیر مرد که حالا به کنار شیطان رسید بود با عصایش به آن جنس قدیمی و گران قیمت اشاره کرد و پرسید این چیست که اینقدر گران است؟ شیطان رو به پیر مرد کرد و گفت

سید حسین مدارایی
۰۵دی

بسم الله الرحمن الرحیم

خانومای ما همه ملکه هستن!!!

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن؟؟

 

پسره لبخندی میزنه و میگه: ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!!

پسر میگه: خانومای ما همه ملکه هستن!!!

سید حسین مدارایی
۰۱دی

بسم الله الرحمن الرحیم

تلویزیون رقیب سر سخت من

مدتی بود احساس می‌کردم فضای خانواده سرد شده. مثل اینکه خیلی از هم دور شده بودیم. کمتر از حال هم خبر داشتیم و هر کسی برای خودش یه جزیره درست کرده بود و سرش به کار خودش بود. خونه شده بود خوابگاه دانشجویی. انگار چند نفر غریبه شبها بیاند بخوابند و بعد هم بلند شند برند. هرچی فکر کردم. دیدم اینطوری نمیشه. باید یه کاری میکردم. مدتی وقت گذاشتم ببینم ریشه این مشکل کجاست؟ باید می‌فهمیدم چه چیزهایی باعث شدند محیط خانواده تا این حد سرد بشه. یک جورایی همه مقصر بودند ولی چیزی که مهم بود اینه که یکی باید میومد تو میدون و یه کاری میکرد. از خودم شروع کردم. سعی کردم با تک تک اعضای خانواده رابطه بیشتری برقرار کنم. سعی کردم وقت بیشتری رو برای صحبت کردن با اونها و بودن در کنارشون اختصاص بدم. اوایل احساس میکردم از دو تا کشور مختلف هستیم. چون اصلا حرفهای هم رو متوجه نمی شدیم.

سید حسین مدارایی
۳۰آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

هر بلایی کز تو آید رحمتی است

مشکلات،‌سختی‌ها،‌بیماری‌ها و گرفتاری‌ها همواره جزء جدا نشدنی زندگی ما انسان‌ها هستند. همه‌ی ما به نوعی این موارد رو بارها در طول زندگی خودمون تجربه کردیم و بازهم تجربه می‌کنیم. چیزی که مهمه نوع نگاه ما به این سختی‌ها و مشکلات هست. برخورد آدم‌ها توی این گرفتاری‌ها با هم متفاوتند. برخی امیدوارتر میشند و گم شده‌ی خودشون رو همین‌جا پیدا می‌کنند، برخی هم شکسته‌تر و رنجورتر. واقعیت اینه که برای یک خالق حکیم که همه چیز در ید قدرتش قرار داره هیچ کاری بی دلیل نیست. پروین اعتصامی از شاعران خوش ذوق فارسی زبان که معمولا از داستان پردازی برای بیان مطالب خودش در اشعارش بهره میگیره در قصیده‌ای داستان مردی رو نقل میکنه که

سید حسین مدارایی